ღ♥ღعاشقانه ترين ها براي عاشقترين هاღ♥ღ
ღ♥ღدل نوشته ها ي يه عاشق تنها يه تنهاي بي كسღ♥ღ

love

 

من زندگي را در عشق ، عشق را درقلب ،

قلب را به خاطر اين كه خانه توست دوست دارم ،

من اندوه را در اشك ، اشك را در چشم ،

چشم را به خاطر ديدن تو دوست دارم ،

من عشق را در سكوت ، سكوت را در تنهايي ،

تنهايي را به خاطر تپيدن قلبم ،

قلبم را براي تو و تو را همچون قلبم دوست دارم


عشق




- يه روز يكي دنياي تو ميشه ، يه روز تو دنياي يكي ميشي ، يه روز دنياي تو مال يكي ديگه ميشه ، يه روز هم بدون اين كه بفهمي دنياي يكي ديگه ميشي !!!

- ترك ما كردي برو هم صحبت اغيار باش/با ما چون نيستي باهر كه خواهي يار باش

- همدم گل گشته ام همبستر خاكم مكن ..... قطره قطره مي چكم از چشم خود پاكم مكن ......

- كاش بدوني نبودنت ، نديدنت ، يا واسه هميشه رفتنت هرگز بهونه نميشه واسه از ياد بردنت .....

- گفتم به گل زرد چرا رنگ مني ؟؟؟ افسرده و دلتنگ ... چرا مثل مني ؟؟؟ من عاشق اويم كه رنگم شده زرد ، تو عاشق كيستی كه همرنگ مني ......

- نخ داخل شمع از شمع پرسيد : چرا وقتي من مي سوزم تو هم اب ميشي ؟؟؟؟ شمع گفت : مگه ميشه كسي كه تو قلبمه بسوزه من اشك نريزم ؟؟؟!!!!

- رو ساحل سرخ دلت اسم كسي رو حك نكن

به اين كه من دوست دارم حتي يه لحظه شك نكن




خداحافظ عشق من.......

رفتي

رفتي و منو جا گذاشتي ميون بي كسي ها

رفتي منو سپردي به دست اطلسي ها

رفتي حالا شعرام همه اش پر از غم شده

برگ هاي دفتر من به رنگ ماتم شده

رفتي شايد نخواستي همسفرت من باشم

شايد اصلا نخواستي در به درت من باشم

رفتي شايد فكر كردي منم نامهربونم

ولي بدون عزيزم من عاشقت مي مونم


تنها

چشم در راهي كه اخرين بار براي هميشه بدون خداحافظي در ان پاي گذاشتي و رفتي ...دوخته بودم .

جاده اي كه اغازش من بودم و پايانش خورشيد ارغواني رنگ ....جاده اي كه خط وسط ان جاي پاي

طلايي تو بود .

امروز كه به ان جاده و خورشيد مي نگرم ...ديروز به يادم مي ايد .

ديروزي كه زمزمه كوچ سر دادي و رفتي .

من اين رفتنت را هرگز فراموش نخواهم كرد .

چرا كه مرا تنها در ميان غم ها و تاريكي ها و سختي ها رها كردي و رفتي .

راستي يادت هست چگونه رفتي ؟ و چرا رفتي ؟مگر من چه كرده بودم ؟

ان روز من در طلب يك لقمه نان از سفره عشقت ...گداگونه به خانه ات روي اورده بودم .....

چرا كه تو را در سخاوت عشق بيتا مي دانستم .

ولي افسوس در به رويم نگشودي .

خدايا مگر من چه كردم كه اين گونه از دست او دنياي دردم ؟

من كه هميشه طلوع را در كوي تو خير مقدم مي گفتم و غروب را هم در كوي تو بدرقه مي كردم .

من كه شهره شهر شدم ....ولي تو حتي روي مرا نديدي .

من كه با هر ناز تو خودم را نيازمندتر ميديدم ........

من كه زندگي را با تو مي خواستم ...فقط با تو ....

پس چرا رفتي ؟ چرا ان گونه بي رحمانه رفتي ؟

تو رفتي و ناراحتي ام بيش از اين باشد كه چرا رفتي ....اين است كه ...چرا ان گونه ....ناگهان و

غريب و سرد و رويايي !

تو رو به غروب و من رو به تو .

تو پشت به من و من پشت به ارزوهاي با تو بودن !

تو مي رفتي و مرا مي كشيدي .

من دست به دامان تو بودم و تو دست به سوي خورشيد ....خورشيدي كه رو به غروب بود .

ناگهان از دستم رها شدي ........يا دستانم از تو رها شد .

به هر حال جدا شديم . تو ازمن و من از يك دنيا اميد .

من اشك مي ريختم كه بر گردي .....تو مي خنديدي و خونسرد مي رفتي و ....مي رفتي .

چهره ات هنگام رفتن يادم هست .....لبهايت خندان بود .....سينه ات مالامال از غرور .....

قلبت از سنگ و اواز خوان و شادان مي رفتي و مي رفتي .

من زانو زده تسليم عشق شدم ......سرنوشت را باختم و دست هايم را از سوي تو بازستاندم .

ديده به جاده اي دوخته بودم كه به خورشيد مي رفت .

اغازش من بودم و پايانش خورشيد ارغواني رنگ ...و خط وسط جاده .......جاي پاي طلايي تو بود .

تو رفتي ان قدر كه در انتهاي جاده ........

همراه خورشيد غروب كردي و رفتي ....!


بوسه

دارم مي رم رو سنگ قبرم ننويس اسمم چي بود يا كي بودم

قاصدكا خبر ندن عاشق تو يكي بودم

به پونه ها بگو واسم گريه و زاري نكنن

ماهي هاي توي تنگ فقط دريا رو نقاشي كنن

رنگ مشكي « غمو » رو تن ابرا نبينم

چيه همش مي بارين الهي كه من بميرم

اخه مگه كجا مي رم همين ورا به يه سفر

خورشيد خانوم خوب مي دونه قبلا بهش خبر دادم

دست گل رو قبرمو به گلدونش پس بديد

به خاطر منم شده به زندگيش نفس بديد

مي خوام كه كوله بارمو رو شونه ي عشق بذارم

دارم مي رم ولي بدون به جون تو دوست دارم ......


?فرانك | 1387/7/22 | پیوند | 1 نظر | ارسال نظر | موضوع: ye asheghe tanha
عشق | 1388/12/2
اسی گفت:
سایت جالبی د اشتین قشنگ بودازاین کارا بکنین
JavaScript Codes JavaScript Codes

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس