



من امشب سکوت دلم را شکستم
سکوت شبستان غم را شکستم
قسم خورده بودم که عاشق نباشم
من به عشق تو شکوه قسم را شکست
به مهر تو دل بسته ام
مهربان من ...
دل من هم براي روزهاي تنهايي ات ميگيرد محبوب من
براي دلهره ات وقتي از فردايي ميگوي که تمام چشمه هاي زمين را از جا کنده .
وقتي ساکت و سرد ميشوي بگو زمان متوقف شود.
درست همان جا که دلت ميگيرد.
ببين چه بي حرف ميشود دنيا بدون تو.
ببين چه هراس وار به دنبات آ شيانه ات خانه ام را گم کرده ام.
من همانم آري همان که به نفس تو زنده است تويي که به دنبال عشقت زمين
و زمان را به هم ميدوزي.
فرياد تو- نگاه من- طلوع سبز يک طلوع است
در امتدادي بي غروب.
مهربان من بگو بگو که محو ميشود.
تمام سرود خاک خسته به التهاب کلامت.
همان نويدي که وجودت را گرم ميکند و مرا آتش ميزند.
صادق تر از توچه کسي در اين دو روزه ي تاريخ ثبت ميشود؟؟؟
آه که چقدر باخته اند آنها که تو را به ناد يده گي گرفته اند.
به ساختن دوباره ات به عشق بي مثال تو قسم به هر چي داري
و به تک تک بهانه هايت من در تو خانه کرده ام من در تو گريه کرده ام
به نام تو خواب ديده ام به مهر تو دل بسته ام
به خاطرت به هزار سالگي تنهايي ات ...


خدایا
تو کجایی که باورهایم را باور کنم
ببین٬قلبم شکسته
ببین٬هدیه ات زندگی٬چه به روزم آورده
خدایا
چشمانم خیسند
دریای اشکم٬ تا کی بی ساحل تو بمانم
منتظرم تا روزی برگردم
می دانم هستی
همین نزدیکی ها منتظر نشسته ای
اما من راه را گم کردم
خدایا به من گفتی
آغاز٬ اولین تجربه پایان است
و من آغاز ها و پایان های بسیاری دیدم
و فهمیدم
پایان ٬ آغاز شروعی دوباره است
و مرگ پیمانی است ابدی با آغازی بی پایان
و اکنون می اندیشم
عشق کدامین آغازم بود
و یا من آغاز کدامین عشقم
و پایانم کجاست

زيباترين تصويري که در زندگانيم ديدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود.
زيبــــــاترين سخني که شنيدم سکوت دوست داشتني توبود.
زيبــــــــــاترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود.
زيــــــــباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود.
زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود.
زيبــــــاترين هديه عمرم محبت توبود.
زيباترين تنهاييم گريه براي توبود.
زيباترين اعترافم عشق توبود

به دیدارم بیا هر شب
در این تنهایی ، تنها و تاریک خرامانند
دلم تنگ است
بیا ای روشن روشن تر از لبخند ...
شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها
دلم تنگ است
من دلم تنگ کسی است
که به دلتنگی من می خندد
باور عشق برایش سخت است
ای خدا ،باز به یاری نسیم سحری
می شود آیا دل به دل نازک من بربندد؟

تورا دوست دارم به پهناي ايران زمين وبه تو عشق مي ورزم
به بلنداي اسمان آبي اي هر لحظه لحظه روياي من
اي فرشته شبهاي يلدايم باز به بلنداي کوه دماوند ميروم
و با صداي رصا وبلند مي گويم اي همراه "اي همزاد
اي هم سرنوشت تو را دوستت دارم اي عشق من




هرشب دعا میکردم تو رو تنها ببینم
بگم که آرزومه تو باشی همنشینم
ولی یه شب که دیدم با دیگری نشستی
گفتم تو هم خدایا دل منو شسکتی
من تو رو میخواستم چیزی نگفتم
دلم میخواست که اول از تو میشنفتم
ولی سکوت راه منو تورو جدا کرد
غرور بی جا عشق رو هم فدای ما کرد
هرشب دعا میکردم تو رو تنها ببینم
بگم که آرزومه تو باشی همنشینم
خزان عشق